آخرین مطالب
طبقه بندی موضوعی
دوستان

1. [تلاش برای وحدت نظری این دو جریان بیهوده است]

اصلاح طلبی تنها فرم نیست.. بلکه همواره دارای محتوای دموکراسی خواهی بوده است. همین محتواست که با اصولِ اصولگرایی تزاحم پیدا کرده و این شکاف را شکل داده است. خط قرمز اصولگرایان، تفسیری از دموکراسی است که با سکولاریسم مماسّ می شود. خط قرمز اصلاحات نیز تفسیری از اسلام است که به نقض جمهوریّت می انجامد.. اصلاح طلبان، اصول خود را دارند و اصولگرایان منش خود را.. اگر سخن از سازش است، تنها تاکتیکی است بر سر منافع متقابل؛ اما هر گونه تلاشی برای آشتی مبنایی این دو جریان، بیهوده است..

2. [تلاش برای وحدت عملی بدون التزام به حکم ولی فقیه بی معناست]

در ظرف واقعیّت اجتماعی ـ نه بر سیاهه ی کاغذ ـ آدم ها می آیند و می روند، گروه ها منحل می شوند و انشعاب می کنند، نام ها تغییر می کنند و به روز می شوند.. اما تقابل و اصطکاک این دو جریان کلی همواره نمودار است. هنر ولی فقیه در جامعه ی دینیِ مردمسالار برقراری همین وحدت (سیاسی/ اجتماعی) در عین کثرت (فکری/ فرهنگی) است. وحدتی که بدون التزام عملی به حکم ولی فقیه دیگر معنایی نخواهد داشت.

۰۵ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۳۸ ۱۰ نظر

امام موسی صدر از احیاگران تفکر تشکیلاتی در شیعه است.. او بیش از 50 سال قبل، ژئوپلتیک لبنان را می فهمید و می فهمید که لبنان، پتانسیل بزرگی است برای رشد تفکر و جریان تشیّع. شاید به همین دلیل در یکی از سخنرانی هایش گفته بود:

«حتی اگر لبنانی در جغرافیای جهان وجود نداشت، مصلحت ما این بود که آن را به وجود آوریم».

و هزار دریغ که حتی الان، حتی الان که داعش به پشت مرزهای ایران رسیده و جبهه النصره در سوریه خیمه زده.. الان که هزاربار بی خاصیّتی شیوخ حاشیه ی خلیج و سلفیّون مصر به اثبات رسیده.. و الان که جبهه ی مقاومت در لبنان و فلسطین کارآمدی اش را در مقام عمل نشان داده، برخی هنوز متوجه مفهوم «عمق استراتژیک» نمی شوند و اقتضائات جنگ های نیابتی پس از دوران سرد را نمی فهمند..

این مهم نیست که تنها هنر بعضی از شیعیان تدارک جلسات عیدالزهرا و سخنرانی در اثبات ناصبی بودن حماس است! این مهم نیست که شیوخ سلفی هنوز مشغولند ببینند شیعه برایشان خطرناک تر است یا اسرائیل!

مهم این است که الان نه روی سیاهه ی کاغذ و نه در بلندپروازی های ذهن، بلکه در جغرافیای لبنان مردی هست به نام سید حسن نصرالله.. که میان شیعه و سنی و مسیحی محبوب است و «عمق استراتژیک» ماست. مهم این است که در بحبوحه ی جنگ اخیر غزه «حرکه الصابرین» اعلام موجودیّت کرد که بعدا درباره اش خواهم نوشت.. مهم برای ما «قاسم سلیمانی» است.

***

امروز هشتمین سالگرد پیروزی حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه است.

خیابان ها و کوچه هایی که 8 سال پیش اسرائیل به خیال خام خود ویران کرده بود، امروز مقاوم تر و زیباتر، سینه سپر کرده اند و تمام ضاحیه یک شکل، با دست خط سید، زرد پوش شده و مردم آن، منتظر سخنرانی رهبر مقاومت اند..

أعدکم بالنصر دائما

نصر من الله و فتح قریب.

 

عکس: خیابان های ضاحیه، دیروز.


۲۰ مرداد ۹۳ ، ۲۰:۰۳ ۴ نظر

عید نمای عید را، ای تو هلال عید من

گوش بمال ماه را، ای مه ناپدید من

 

ای مه عید روی تو، ای شب قدر موی تو

چون برسم به جوی تو، پاک شود پلید من

***

تبریک عید سعید فطر محضر ولی الله الأعظم ارواحنا فداه

که عالَم بإذن الله همه محضر اوست و ما عاجز و محجوب از درک این حضور.


۱۰ مرداد ۹۳ ، ۲۰:۲۹ ۰ نظر

[هر گزینه ای جز مقاومت، دور از واقع بینی است]

راه حل، همان توازن تهدید است. اسرائیل اگر احساس کند حماس و جهاد اسلامی تهدید بالفعل برای اسرائیل هستند، غلط می‌کند دیگر سرخود به غزه حمله کند. مقاومت باید قوی تر شود تا صلح پایدار به وجود آید. این جا رئالیسم خوب جواب می‌دهد..

البته اگر پراگماتیست باشیم هم باید بفهمیم که در مقابل اسرائیل، تنها مقاومت است که مفید فایده است.. من وقتی مقاله­ی گیدیون لوی در روزنامه هاآرتص(*) رو می خونم، باز به گزینه مقاومت می رسم.. اما روشنفکرمآب های ما با تمسّک به همین اطلاعات، نسخه­ی سازش برای حماس می پیچند.. بروید ببینید که مجری بی بی سی از انتشار این مقاله دنبال چیست؟.. بگذار 60 سال دیگر بگذرد.. شاید آن روز خیلی ها بفهمند که بی خاصیّت ترین ژست ها، همین قیافه ای بوده که امثال اصـغر فرهادی در این شـرایط می­گرفته اند.. شاید آن روز به عدم صـداقت و وجـود حـماقت در بی­طرفی های سکولار پی­ببرند.

***

هر اندازه جنگ غزه ادامه پیدا می‌کند، کاملا به زیان اسرائیل است. اسرائیل شدیدا دنبال آتش بس است، ولی مقاومت شروطی پیش گذاشته..

اسرائیل عصبانی است. یعنی نفهم است. نفهم فحش نیست. یعنی اینکه نمی فهمد دارد چه کار می کند. این را از این رو می گویم که در یک شب 87 نفر را کشت و 400 زخمی در الشجاعیه بر جای گذاشت و به اثرات سیاسی و تخریب اذهان عمومی اش توجهی نکرد!

اکنون میان ملت ها و در افکار عمومی جهان، معدود کسانی هستند که از اسرائیل حمایت می‌کنند. هر چند عالَم سیاست، اقتضائات دیگری دارد.. این را همه­ی دوستان اسرائیل فهمیده‌اند که جنگ باید زود تمام شود. اسرائیل بیش از این نباید منزوی شود. این ها تحلیل نیستند، خبر اند.

اما تحلیل این است که مقاومت همچنان باید مقاومت کند.. تا بازدارندگی و آتش بسِ پایدار محقق نشود جنگ ادامه یابد. مقاومت باید به دنبال صلح باشد نه آتش بس. صلحی که تضمین آمریکا و اتحادیه اروپا را در پی داشته باشد. اما متأسفانه این فعلا نمی شود! اسرائیل وحشی تر از این حرف ها نشان داده و اینکه به هیچ توافقنامه­ای پایبند نیست.

پس راه حل چیست؟

راه حل همان توازن تهدید است. اسرائیل اگر احساس کند حماس و جهاد اسلامی تهدید بالفعل برای اسرائیل هستند غلط می‌کند دیگر سرخود به غزه حمله کند. مقاومت باید قوی تر شود تا صلح پایدار به وجود آید. رئالیسم صد البته جواب می­دهد. حزب الله لبنان نمونه خوبی است..

* مقاله گیدیون لوی در هاآرتص را بخوانید..

۰۲ مرداد ۹۳ ، ۱۱:۴۰ ۸ نظر

بدون تیتر یک..

حرفی برای گفتن نیست


۰۲ مرداد ۹۳ ، ۱۰:۵۶ ۰ نظر

[هر دفاعی از فلسطین،

اگر همراه با محکومیت آمریکا و سازمان ملل نباشد، ساده لوحانه است].

اسرائیل یک دولت دست نشانده است و این را 50 سال قبل کسی مثل علامه طباطبایی گوشزد می کرد و امام خمینی بر منبر فریاد می کرد.

مشکل ما فقط فلسطین نیست، منشأ اعتراضات ما تنها تحریک شدن احساساتمان نسبت به کودکان آواره و مادران داغدار نیست.. مشکل ما نظم حاکم بر جهان است؛ مسئله ی ما «استکبار» و مستضعفین جهان اند؛ هم غزه، هم لبنان، هم ایران، هم عراق و هم هرجای دیگر..

و مقابله با این ظلم ها، جز با تشکیلات و ساختار، جز با تلفیق حکیمانه ی انقلابی گری و دیپلماسی، و جز با «تدبیر ولایی» امکان پذیر نیست.

۲۳ تیر ۹۳ ، ۱۱:۰۲ ۱ نظر

۲۲ تیر ۹۳ ، ۱۰:۲۰ ۱ نظر

[یادداشتی از علامه سید محمد حسین طباطبایی]

بخش کوچکى از فلسطین، یک بندر دریایى و پایگاه نظامى براى دول معظمه انگلیس و فرانسه و آمریکا مى باشد و دولت پوشالى و دست نشانده اى به نام دولت اسرائیل در آنجا حکومت مى کند و در این مدت کوتاه هر چه توانسته اند به تقویت و تجهیزش پرداخته اند و با تمام نیرو نگذاشته اند که دول اسلامى علیه ایشان متحد شوند. (چنان که همه این حقایق را جریان هاى چند سال اخیر آفتابى ساخت).

این فکر غلط که «دولت یهود دولتى است مستقل و مترقّى و على رغم احادیثى که در اسلام وارد شده و وعده داده که یهود هیچگاه کشور مستقلى نخواهد داشت رشد کرده است» اثر نفوذ سیاست هایى است که در گذشته و هم اکنون مى خواهد مردمِ این قسمت از جهان را در جهل و نفاق و دشمنى و بدبینى به آیین مقدس اسلام نگه دارند، زیرا این فکر مربوط به روایت نیست تا بگوییم مجهول است، بلکه مربوط به قرآن کریم است و آنچه در قرآن کریم است به نحوى است که باید یکى از پیشگویى هاى قرآن شمرده شود.

 ***

خداى متعال پس از شمردن مظالم و جنایت هاى یهود و خیانت ها و ماجراجویى ها و پیمان شکنى هایى که با اسلام و مسلمین کرده اند و پس از آنکه مسلمانان را پند مى دهد که اتفاق کلمه داشته باشند و قوانین دینى را حفظ کنند و با بیگانگان طرح دوستى نریزند و از ایشان اطاعت نکنند مى فرماید: «یهود دچار غضب پروردگار شده اند و براى همیشه در حقشان خوارى و پستى نوشته شد و نخواهند توانست کار قابل توجهى علیه مسلمانان انجام دهند، مگر به واسطه سببى که به مردم و سببى که به خدا پیوند داشته باشند» (خلاصه آیه 112 آلعمران و قبل از آن).

و در آیه دیگر این سبب، مربوط به مردم و مربوط به خدا بیان شده است. مى فرماید: «با یهود و نصارى طرح دوستى مریزید و سرسپرده مشوید و کسانى که از شما سرسپرده ایشان شوند از سرسپردگى خدا و جانبدارى وى برکنارند و خداوند شما را از خشم خود در صورت تخلف از این امر برحذر مى دارد» (آل عمران، آیه 12)

و نیز مى فرماید: «امروز کفار از اینکه استقلال دینى شما را از بین برند مأیوس شدند از این پس دیگر از ایشان مترسید و تنها از من بترسید» (مائده، آیه 3).

چنان که ملاحظه مى کنید، خداى متعال پیشرفت اسلام و سرکوبى یهود را به مسلمانانى وعده مى دهد که قوانین اسلام و اتفاق کلمه را حفظ کنند، نه کشورهایى که جز اسم اسلام چیزى در دست ندارند.. و همچنین، آیات دلالت دارند بر اینکه اسلام در معرض این قرار دارد که روزى با اجانب طرح دوستى بریزند و سرسپرده ایشان شوند و در این صورت معامله خدایى با ایشان معکوس خواهد شد و سلطه و غلبه را از دست خواهند داد و عزّت و سیادتشان نصیب دیگران خواهد گردید. 

سید محمد حسین طباطبایی | بررسی های اسلامی، ج2، ص281



۱۹ تیر ۹۳ ، ۱۱:۱۸ ۰ نظر

تا این لحظه 450 نفر در غزه شهید شده اند، 3500 نفر مجروح، چندهزار آواره و 660 خانه که با خاک یکسان شده اند. الان اصلا صحبتم سر اینها نیست.. الان نمی خواهم از بمب های دایم (DIME)، از به کارگیری گاز سارین در بیت حانون، و از ابعاد اتفاقات «الشجاعیه» سخن بگویم و از این که هواپیماهای اسرائیلی کیلو کیلو میخ (+) روی سر مردم پرتاب کرده است.. مردمی که هفت سال است به جرم اینکه پدر و مادرشان فلسطینی بوده و در غزه متولد شده اند، در محاصره اند..

الان فقط می خواهم بگویم که از این 450 شهید، بیش از 112 نفرشان کودک بوده اند.. در برابر یک رژیم کودک کش، کمترین چیزی که آدم باید داشته باشد، نفرت است.. عده ای از این هم دریغ می کنند!

وقتی سازمان ملل و مدعیان حق به جانبِ حقوق بشر، این گونه در مقابل این فجایع خفه خون گرفته اند، با خودم فکر می کنم سخیف ترین کار و تلخ ترین شوخی که یک دانشجو می تواند با خودش بکند، جدی گرفتن مبانی تئوریک و مباحث آکادمیکی است که در دانشگاه ها به اسم فلسفه و حقوق به خورد او می دهند..

من با تمام وجود آن لات بی سروپای عوامِ بیسواد و لامذهب را ترجیح می دهم، که رسما هیچ چیز بارش نیست اما یک جو وجدان برایش مانده است.. او را ترجیح می دهم چون نه اومانیسم می فهمد، نه ژئوپلتیک خاورمیانه و نه پروتکل های یهود.. اما می فهمد که بی طرفی میان ظالم و مظلوم، نه بی طرفی است و نه روشنفکری.. اسمش چیز دیگری است.

 

عکس: اینها کودکانی هستند که در بمباران سفاکانه ی «الشجاعیه» پدر و مادرشان کشته شدند+ . همین


۱۴ تیر ۹۳ ، ۲۰:۳۷ ۱ نظر

[چیزهایی که دیده نمی شوند

ترسناکتر از چیزهایی هستند که دیده می شوند]

 

این حفره ی روانی انسان، باعث تحریک وهم و خیال می شود و از همین جهت، پایه ی «تعلیق» در سینما قرار گرفته است. این روزها تعلیق به معنای هر چیزی از پیش بینی تا هیجان تعبیر می شود.. اما بر اساس تعریفی که هیچکاک از «تعلیق» ارائه می کرد، مخاطب باید چیز وحشتناکی را بداند که بازیگر آن را نمی داند!

 

پ.ن 1: در روایات داریم که «الناس اعداء ما جهلوا».. مردم، دشمن چیزی هستند که نمی شناسند و نمی فهمند.. انسان از چیزی که نمی بیند و درک نمی کند می ترسد. به همین خاطر باز در روایات داریم که فرمودند: هرگاه از واقعه ای ترسیدی، خودت را درون آن بیانداز.. زیرا تنها راه غلبه بر ترس و رهایی از وهم، دیدن واقعیّت (بصیرت) و رو به رو شدن با آن است.

 

پ.ن 2: حالا که چند سال از ساخته شدن «جدایی نادر از سیمین» می گذرد و احساسات طرفداران جنجالی این فیلم ته نشین شده است، راحت تر می توان از نقاط ضعفش صحبت کرد. فرهادی تعلیق در سینما را اساسا رعایت نکرده بود.. او برای ایجاد تعلیق، قسمتی از داستان (تصادف راضیه) را کات کرده بود.. اتفاقی که بازیگر می دانست اما مخاطب نمی دانست.. در حالی که تعلیق دقیقا عکس این روند است..

در فیلم نباید با دخالت بیرونی و فرمایش کارگردان چیزی از داستان حذف شود، بلکه هر عنصر و اتفاقی باید از دل شخصیت ها بجوشد.. تعلیق، یعنی اتفاقی را مخاطب بداند، که بازیگر نمی داند.. این شرط اساسی برای سهیم شدن مخاطب در فضای قصه است.. برای حضور در کنش ها و واکنش های شخصیت های داستان.. برای این که خودش را وسط معرکه قرار دهد و با شخصیّت ها «زندگی» کند.

۱۲ خرداد ۹۳ ، ۰۳:۲۷ ۳ نظر