آخرین مطالب
طبقه بندی موضوعی
دوستان

تنها بنایی که اگر بلرزد، محکم تر می شود ... دل است.

حقیقت هایی هستند، که تلخ اند، حزن آورند، دل آدم با شنیدنشان هرّی می ریزد

ذکر برخی از مصیبت ها دل آدم را می لرزانند، اما

تنها بنایی که اگر بلرزد، محکم تر می شود ... دل است.

 

نسخه­ی طبیب دل شناس:

برای محکم شدن دل هایتان، روضه­ی اباعبدالله.. هر اندازه که در ظرف وجودی و سعه ی روحی تان می گنجد. اگر إقبال داشت، بیشتر بدهید و اگر إدبار داشت، تحمیلش نکنید.

 

پ.ن

روضه خوانی اگر همراه با ظرافت ها و لطافت هایش انجام بگیرد، از هنرمندانه ترین فُرم های روایی ماست. کمترین چیزی که از این روضه ها عاید انسان می شود، پالایش و افزایشی درونی است.. اگر مختصات و شاکله اش حفظ شود و اگر مداح در تصویرسازی و مطابقت الحان با معانی و به کارگیری واژه ها و فراز و فرودش اندازه نگه دارد و به قاعده از صحنه های تراژیک، خرج کند.

رعایت این بایدها و اگرها، ازدیاد عشق را نتیجه می دهد. خشکی روزمرّگی در روابط انسانی و اجتماعی را می شکند.. محبت پدر به فرزندش، حمیّت و غیرت، ایثار و صداقت، و بالاخره حبّ ولی خدا را در قلب مستمع زنده نگه می دارد. اینها نه در کتاب ها پیدا می شوند و نه عقل معاش به آن ها دسترسی دارد.. این دل، باید بلرزد تا محکم شود.

یک ایرانیِ شیعی متعمّق (که فرهنگ و روابط انسانی برایش مهم است)، رمان می خواند، فیلم می بیند، خلوت می کند، قدم می زند و مجلس روضه اش ترک نمی شود.

۰۹ آبان ۹۳ ، ۰۰:۳۸ ۰ نظر

نزدیک ده روز از اکران «ساکن طبقه وسط» اولین فیلم شهاب حسینی می­گذرد. وقتی ببینی آدمِ با ارزشی مثل رضا میرکریمی جذب کارگردانِ نا فُرم و بی خاصیّتی مثل کیارستمی شده، چقدر تأسف برانگیز است؟! من از فیلمِ شهاب حسینی همین اندازه متأسفم. از این که می بینم خونِ هامونِ مهرجویی در رگ های فیلمش جاری است.

 

یکم. [زندگی در آپارتمان، رستگاری در برزخ]

یک راست می روم سر اصل مطلب: سینما جای نمادبازی نیست، جای موعظه هم نیست.. کاش شهاب حسینی، بازیگر محجوب و محبوب و متواضع ما، فیلم های فلسفه بافی مثل ماتریکس و هامون را الگوی فیلمسازی اش قرار نمی داد. سینما این نیست که حرف های خوبت را روی نگاتیو بنویسی! تنها زمانی حرف­های تو سینمایی می شوند که فرم پیدا کنند، قصه تعریف کنی و شخصیت هایت شکل بگیرند.


۰۲ آبان ۹۳ ، ۱۸:۴۷ ۱ نظر

اول- برای دختران قربانیِ حادثه متاسفم.. خیلی متاسفم. شاید به خاطر کشتارهایی که هر روز توی غزه و سوریه و عراق می بینیم قلب مون سخت و قسیّ شده، و الا اگه مسلمونی از اندوه بمیره، نباید ملامتش کرد.. چنان که علی علیه السلام همینو درباره دزدیدن وحشیانه­ی خلخال از پای زن یهودی گفت.

دوم- کسانی که بدون هیچ دلیل و اثباتی این اتفاقات رو انداختند گردن حزب اللهی و بسیجی و هر چی فحش بلد بودند ادا کردند.. به این کاری ندارم که حقیرند و درگیر عقده های درونی.. اما منتظر باشید، وقتی نیروی انتظامی مجرم ها رو گرفت و در صدد مجازات براومد، همینا کمپین حقوق بشر راه میندازن و عکس پروفایل عوض می کنن..

شاید به همین خاطر به این آدما می گن «عوضی»! چون نون رو به نرخ روز می خورن و موضعشون با امواج منافع و اغراض عوض می شه. یعنی حتی از خراشیده شدن صورت و له شدن روح یک دختر هم نون می خورن. عوضی ها به بهشت نمی روند..

گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند

وقتی غبارِ معرکه بنشست می‌رود

اینجا کسی برای خودش حکم می‌دهد

آن دیگری همیشه به پیوست می‌رود

هرچند مضحک است و پر از خنده‌های تلخ

بر ما هر آنچه لایقمان هست می‌رود

بیراهه‌ها به مقصد ِ خود ساده می‌رسند

اما مسیرِ جاده به بن‌بست می‌رود

شعرِ افشین یداللهی

۲۹ مهر ۹۳ ، ۰۶:۳۳ ۰ نظر

ترکیه در سیاست خارجی اش گیج می زند. نه تکلیفش با ایران مشخص است، نه آمریکا و نه اسرائیل. احساس رهبری جهان اسلام او را واداشته تا علیه رهبران دیگر موضع بگیرد. اردوغان در یک سال گذشته از هر وسیله­ای برای ضربه زدن به سوریه استفاده کرده است. موضع ایران در قبال سوریه این نیست که اسد بماند یا برود، ایران می گوید چه اسد چه غیر اسد، این را مردم سوریه باید بگویند نه آمریکا و ترکیه و عربستان.

ترکیه امروز هم به جای مبارزه با داعش و کمک به کوبانی، مواضع PKK را برای چندمین بار بمباران کرد. این در حالی است که عبدالله اوجالان در آخرین پیامش از زندان، هشدار داده که اگر کوبانی سقوط کند، هرگونه آتش بس میان ترکیه و پ.ک.ک را لغو خواهد کرد. به علاوه این که پس از تلاش­های اردوغان برای متّحد شدن با آمریکا، «جو بایدن» معاون اوباما صریحا ترکیه و عربستان را به عنوان عناصر اصلی شکل گیری داعش معرفی کرده است. +

*

رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه بالاخره بعد از مدت ها نزاع پنهان، در سخنرانی خود در مراسم آغاز سال تحصیلی در دانشگاه مرمره بدون نام بردن از آیت الله خامنه ای نسبت به حمایت ایشان از نظام سوریه واکنش نشان داد. طعنه اردوغان به مواضع آیت الله خامنه ای ابتدا در الجزیره تُرک انعکاس پیدا کرد.

او گفته: [یک رهبر دینی در برابر سوال ما مبنی بر اینکه «در سوریه 250 هزار نفر کشته شده است، چرا در برابر آن نایستادید؟» می گوید تنها کسی که در برابر ظلم اسرائیلی ها ایستاده، بشار اسد است.. شما هنوز از او حمایت می کنید. هنوز برای اینها سلاح و پول ارسال می کنید. آیا چنین رهبری دینی ای ممکن است؟] (فیلم)

شب گذشته تظاهراتی در منطقه هالکالی استانبول در اعتراض به اظهارات اردوغان برگزار شد. در این تظاهرات جوان های ترک پرچم ترکیه، حزب الله و عکس آیت الله خامنه ای را حمل می کنند و از جمله شعارهایشان این است: «الله اکبر، خامنه ای رهبر»، «شیعه و سنی برادرند»، «خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست».. ویدئوی تظاهرات را ببینید:


۲۶ مهر ۹۳ ، ۱۰:۳۹ ۱ نظر

بعضی از دوستان در روزهای گذشته بر مقامات ایران خرده گرفتند و کوبانی را با آمرلی مقایسه کردند که اگر کوبانی نیز مانند آمرلی شیعه نشین بود آیا باز هم این گونه منفعل برخورد می کردید؟! دوستان دیگری هم پیشنهاد حمله هواییِ محدود به حریم کوبانی را مطرح کردند. هرچند در مقام دغدغه با این دوستان همداستانم و چنین پیشنهادی را قابل تأمل می دانم، اما فکر می کنم شرایط متکثّر و چند مجهولی منطقه باید با تمام وجوهش دیده شود. به هر حال شنیده می شود که برخی مشاوران نظامی ایرانی وارد خاک کوبانی شده اند، اما این همه­ی قضیه نیست. پیچیدگی ماجرای کوبانی سرعت عمل در تصمیم گیری را صعب و دشوار می کند (معادله ی چند مجهولی کوبانی).

***

فاجعه ای در کوبانی در حال رخ دادن است. فکر نمی کنم کسی مقاومت مردان و زنان و دختران کوبانی را ببیند و رهایی شان را آرزو نکند. اما نمی توانم این را نگویم که حمایت عده­ای از سر راستی و صداقت نیست. رگه های پررنگ نژادپرستی، ایرانی گری و عرب ستیزی در بعضی از حمایت ها خودنمایی می کند. شعار «هر جا کرد است، ایران است» ++ به نظر من شعار درستی نیست.

اگر کسی ذره ای اوضاع منطقه را درک کند، می فهمد که این شعارها پتانسیل بالایی برای سوء فهم و تشدید نزاع های نژادی و قبیله ای و مذهبی دارند.

با اینکه کُرد یکی از اصلی ترین نژادهای آریایی است، با این که مردم کوبانی پرچم فروهر را با خود حمل می کنند، با این که داعش آن ها را مانند ایرانی ها مجوسی و کافر می داند.. با این که اقوامی در خاک عراق وجود دارند که حتی فارسی (زرکوشی) صحبت می کنند. اما برای ما کرد و عرب و ترک و فارس فرقی نمی کند و نباید بکند. ما همراه و همگام با نژاد و قبیله مان می جنگیم، اما برای نژاد و قبیله نمی جنگیم.

قاسم سلیمانی آنگونه که من می شناسم، آمرلی و کوبانی از جهت شیعه و سنی یا عرب و کرد فرقی برایش ندارد. سلیمانیِ آمرلی همان سلیمانیِ القصیر و اربیل و غزه است. او برای نژاد و قبیله و منافع قومی نمی جنگد. او از آرمانی فرمان می گیرد که فراتر از قواعد جنگ است.

سرلشگر قاسم سلیمانی همراه با پیشمرگه های کرد عراقی در آمرلی 

(گزارش روزنامه گاردین از جنرال قاسم سلیمانی ++)


دیالوگ چمران و عنایتی (سرکرده پان کُردهای جدایی طلب) در فیلم چ:

چمران: من اومدم تا بخاطر این مردم با هم مذاکره کنیم.

عنایتی: مردم؟ روزای انقلاب کجا بودی؟

- این بازجوییه؟

- مگه ایران وطنت نبود، چرا دوشادوش مردمت نبودی؟

- جایی که من بودم دکتر، اهمیتش هیچ کمتر از ایران نبود.

- چه اهمیتی بیشتر از ایران؟

- رهبر مقاومت لبنان رو سرهنگ قذافی دزدیده بود من باید کنار یاراش می موندم.

- کدام رهبر؟

- امام موسی صدر!

- اونم ایرانیه، اونم که ایران نبود.

- به نظر من درکش برات خیلی سخته!

| چ - ابراهیم حاتمی کیا 1392 |

۲۲ مهر ۹۳ ، ۱۷:۰۵ ۱ نظر

| معادله ی چند مجهولی کوبانی و اسب تروای حمله به بغداد |

مقایسه هایی که این روزها میان آمرلی و کوبانی صورت می گیرد چندان دقیق نیست. با اذعان به این که دولت می تواند فعالانه تر نسبت به کُردها رفتار کند، اما احساسات نباید باعث شود پیچیدگی های میدانی را نادیده بگیریم.

شهر ترکمن و شیعه نشین آمرلی بعد از 80 روز محاصره ی مطلق درحالی آزاد شد که کمتر از 25هزار نفر جمعیت داشت. اما شهر کردنشین کوبانی دارای توان جمعیّتی 460 هزارنفری است. در آمرلی تمام راه های ورودِ کمک های غذایی و درمانی، فرآورده های نفتی و حتی برق و آب توسط تکفیری ها قطع شده بود و مردم با کمک های هواییِ ارتش عراق شب را به صبح می رساندند، اما در کنار نیروهای داوطلب شیعی مقاومت جانانه­ای از خودشان نشان دادند. آن ها در تمام مدت محاصره با وعده ی پول های کلان دواعش مواجه می شدند ولی ایستادگی کردند.

اما در کوبانی - در کنار جبهه­ی مقاومتی که شکل گرفته - کم نبوده اند کسانی که شهر را خالی کرده و خود را به مرزهای ترکیه رسانده اند. بیشترین عکسی که از کوبانی مخابره می شود، عکس زنان و دختران و یا فراری ها و پناهندگان است. به نظر می رسد چنین چیزی بیشتر جنبه ی نمایشی دارد برای جلب توجه و ترحّم جامعه ی بین الملل.

۲۰ مهر ۹۳ ، ۱۴:۳۹ ۰ نظر

در دیدارهای رهبری، دو عکس از امام خمینی در اتاق نصب شده است. اولی بالای سر خود حضرت آقا و رو به روی دیدارکنندگان، دومی پشت دیدارکنندگان و رو به روی آقا. پایین عکس دوم، تابلویی نصب شده که این حدیث را با خط ثلث در برگرفته است:

مَن نصب نفسَه للنّاس إماما فلیَبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره و لیَکُن تأدیبُه بسیرته قبل تأدیبِه بلسانِه و معلِّمُ نفسِه و مودِّبُها أحقّ بالاجلال من معلّم الناس و مودّبهم

امام علی علیه السلام - غررالحکم


۱۸ مهر ۹۳ ، ۰۲:۳۸ ۱ نظر

بعضی از هنرمندان ما اگر جرأتش را داشتند می گفتند: کربلا یک پریودی بود در تاریخ اسلام؛ بچه هایش را برد و به کشتن داد.. در جنگی که هیچ مفهومی نداشت..+ 

بسیاری از افراد «هنرمند» قدیمی ما ترسو بار آمده‌اند؛ روشنفکران ترسویی که از سیاست و از جامعه می‌ترسند و سینمای‌شان، شعرشان، قصه‌شان، «هنر» ترس و لرز است.

در ادامه بخوانید؛ نقد فیلم کلوزآپِ کیارستمی. از مسعود فراستی

۱۵ مهر ۹۳ ، ۱۳:۳۸ ۰ نظر

به خدای کعبه سوگند، همه حج من حسین است

به دو صد منا نبخشم، عرفات کربلا را

 

پ.ن

اگر ولایتِ علی و اولادش نبود، اگر مناجات حسین علیه السلام در صحرای عرفات نبود، از عرفه­ی ما می ماند یک مشت مناسک خشک بی روح بی مغز ملال آور..

من از هیچ راهی عبادت بعضی از مسلمانان سلفی یا مقدّس مآب های متنسّک را نمی فهمم.. سلام خدا بر عرفای بزرگمرد شیعه که به ما یاد دادند طریق الی الله، طریق ولایت است و بس.


۱۲ مهر ۹۳ ، ۱۸:۴۸ ۰ نظر

اهل کوفه نبودن یعنی این که بدانی

تا حسین نیامده

ولی امر، مسلم بن عقیل است.

۰۵ مهر ۹۳ ، ۰۳:۰۸ ۰ نظر