آخرین مطالب
طبقه بندی موضوعی
دوستان

[بالاترین مصیبتى که بر اسلام وارد شد

همین مصیبت سلب حکومت از حضرت امیر ـ سلام الله علیه ـ بود

و عزاى او از عزاى کربلا بالاتر].

امام خمینی تیرماه 1350 در اعتراض به جشن های 2500 ساله شاهنشاهی، این سخن را خطاب به علمای نجف می‌گوید و می‌گوید: مسلمین باید برای همان پنج سال حکومت حضرت علی علیه السلام که بعد از یک دوره غصب طولانی به او رسید، باید برای او جشن بگیرند.. جشن برای عدالت، برای یک حاکم الهی.. برای حاکمی که سطح زندگی‌اش مثل مردم حتی پایین تر از مردم است، اما سطح روحی‌اش بالاتر از همه‌ی آفاق است. مردم برای چنین حکومتی جشن می‌گیرند.

عکس: تایپوگرافی هنرمندانه استاد مسعود نجابتی

۲۹ شهریور ۹۴ ، ۰۵:۱۰ ۳ نظر

ناو آمریکا در آب‌های ایران بود، فرمانده‌اش تفاوت جنگنده‌ی نظامی و هواپیمای ایرباس را نمی‌فهمید.. رئیس جمهورش تفاوت عذرخواهی و اهدای مدال شجاعت را نمی‌فهمید | هواپیمای ائتلاف آمریکایی قرار بود به ارتش عراق کمک تسلیحاتی کند، اما سلاح‌هایش در اردوگاه داعشیان فرود می‌آمد | وقتی در آسمان سوریه پرواز می‌کرد، در جنگنده‌اش «صلح» انبار کرده بود.. نشانه می‌گرفت اما تفاوت اردوگاه تکفیری‌ها و چاه‌های نفت را نمی‌فهمید | نیروهای آمریکا در افغانستان لنگر انداختند تا طالبان را براندازند، اما فرماندهی که فرمان آتش می‌داد، تفاوت اجتماع نیروهای طالبان با یک عروسی را نمی فهمید | پارسال، وقتی مردمان بیشمار غزه توسط بمب‌‌های DIME و میخ‌های زهرآلود کشته می‌شدند، راه حل نهایی جان کری «خلع سلاح کامل» مبارزان فلسطینی بود! شاید تفاوت بمب فسفری و سنگ را نمی‌فهمید | وقتی هزار کودک یمنی به خاک می‌افتادند، اوباما عربستان را «محور صلح» در منطقه می‌نامید.. عربستان با نیروهای انصارالله مشکل داشت، اما تفاوت آشیانه‌ی نظامی و بیمارستان را نمی‌فهمید..

آمریکا هیچ وقت نتوانست تفاوت جنگ و صلح را بفهمد؛

هیچ وقت نتوانست طرف مظلوم را بگیرد؛

حتی نتوانست بی‌طرف بماند و صرفا رقّت‌انگیز باشد؛

دروغ‌ترین مرگ بر اسرائیل را کسانی گفتند که مرگ بر آمریکا را تخطئه کردند..

دنیا در آینده خواهد دید که ما چرا حتی زمانی که گرمِ مذاکره‌ی دیپلماتیک با آمریکا بودیم، دولت آمریکا را دولت متخاصم و دشمن می‌دانستیم. خواهد دید که ما در گذشته نمانده‌ایم.. گرفتار احساسات کور نشده‌ایم.. ضرورت زندگی عزتمندانه در زمان حال است که ما را به دشمنی با «دولت آمریکا» کشانده است.

فردا، روز قدس.. میعاد همه‌ی واقع‌بینان و آرمان‌خواهان جهان..


۱۳ تیر ۹۴ ، ۰۳:۲۷ ۱ نظر

#تأملات | 3 |

هر حیوان که از دور دیدی و ندانستی سگ و گرگ است یا آهو، ببین رو به سمت مرغزار و سبزینه است یا لاشه و استخوان؟! آدمی را نیز چون نشناسی ببین به کدام سوی می‌رود؟

مجالس سبعه مولوی جلال الدین

۱۵ فروردين ۹۴ ، ۱۶:۲۹ ۳ نظر

جنبش راه سبز (جرس) به پایان رسید. ++

دو سال قبل در یادداشتی نوشته بودم:

انتهای خنده آور داستان، شعارهای دانشجویان جنبش سبز در جشن پیروزی حسن روحانی بود که بعد از این همه شکست و خسارت در آرمان های جنبش می گفتند: «رأی مونو پس گرفتیم»!! اگر این شعار را روانشناسی کنیم، در می یابیم که پا به رکاب های جنبش سبز دیگر عزمی برای ادامه ی مسیر قبلی ندارند و آن را تمام شده تلقی می کنند.. تنها آرمانی که این روزها برای جنبش باقی مانده، رفع حصر شیخ و مهندس است که اگر این اتفاق نیز بیافتد، مسیر عقلانی جنبش با دستانی پر از دستاورد به سرانجام خواهد رسید!

۰۱ فروردين ۹۴ ، ۱۹:۴۶ ۳ نظر

#تأملات | 2 |

یه عدّه هم هستند که از هرچیزی بِرَند خارجیشو انتخاب می کنن! 

برای اینا آدم انقلابی هم، خارجی‌شو عشقه!!

 

 

۰۷ آذر ۹۳ ، ۰۸:۴۷ ۳ نظر

چرا فکر می‌کنیم ترجمه یا تفسیر قرآن بدون برخورداری از «زبان‌شناسی قرآن» رواست؟

 جناب آقای برگ‌نیسی گفته است:

«برای فارسی امروز، قرآن را باید مثل شعرهای شاملو ترجمه کرد. بهترین کسی که می‌‌‌‌تواند قرآن را به فارسی برگرداند شاملوست» (به نقل از سعید حنایی کاشانی+++ که در انتهای یادداشت رونوشت کرده‌ام).

 

همانقدر که هنرِ عارفانه و مجذوبانه‌ی حافظ در خدمت قرآن بود و او به معنای کلمه «حافظ قرآن» بود، هنر شاعرانه و مخدّرانه‌ی شاملو علیه عرفان و حقایق قرآن است و نمی‌تواند ظرف بیان و انتقال آن قرار بگیرد. یکی از آرزوهای من همین است که بتوانم حداقل به یکی از این روشنفکران حالی کنم که دنیای پر رمز و راز سعدی و مولوی و حافظ با دنیای تنگ و تاریک هدایت و شاملو (که راززدایی شده) فاصله‌ها دارد و قابل جمع نیست، مگر برای اصحاب چلوکباب و نذری و نوستالژی که از آداب و سنّت‌های ما تنها ظواهرش به این‌ها رسیده و چه چیزی نوستالژیک‌تر از چادر مادربزرگ و دیوار کاهگلی خانه‌ی همسایه و دیوان حافظ و مصحف قرآن؟!

سطحی‌ترین دریافت از قرآن همین است که آن را شعر بدانیم، در عصر نزول هم کسانی شخصیت پیامبر را همین‌گونه فهم می‌کردند که او شاعر و مجنون است. قرآن با اینکه موسیقی خاصی دارد ولی شعر نیست.. قرآن، فقط با عقل کار نمی‌کند، بلکه برای برانگیختن احساسات عمیق و متعالی انسان، دل (یا به تعبیری فطرت) را هم مخاطب قرار می‌دهد.. سید علی آقای قاضی می‌گوید «هیچ لذّتی بالاتر از خواندن قرآن با صوت زیبا و نوای آهنگین در دل شب نیست و این شراب دنیوی مومنین است».. قرآن، با این که آهنگ‌پذیر است، با اینکه لذت‌بخش است و حس ایجاد می‌کند، اما نه نظم است و نه شعر..

تمام هویّت شعر وابسته به تخیّل و استعاره‌ها و دروغ‌های شاعرانه است که گفته اند «أحسنها أکذبها».. بهترین شعر، دروغ‌ترینِ آن است. اگر عنصر تخیّل را از شعر بگیریم می‌ماند یک نظمِ خشک همراه با وزن و قافیه، مثل الفیه ابن مالک و منظومه‌ی مرحوم ملاهادی.

آقای مطهری در جایی می‌گوید: [این خصوصیّت در زیبایی قرآن هست که با این که فصاحت را به اوج رسانده است، از هر نوع تعبیر شاعرانه ای که بوی کذب در آن باشد، پرهیز کرده است.. مثلا شاعر می‌گوید: طوفان نوح زنده شد از آب چشم من، با آن که در غمت به مدار گریستم].

این از نظر شعری خیلی زیباست اما از نظر واقعیّت، دروغ بزرگی است. البته واضح است که «کذب اخلاقی» مورد نظر نیست.

آیات قرآن دو دسته اند: آیات معارف و آیات احکام. برخی آیاتِ معارفی قرآن، خصوصا آنجا که سخن از غیب و متافیزیک است، اساسا با الفاظ قابل بیان نیستند، به قول شیخ محمود شبستری: «معانی هرگز اندر حرف ناید، که بحر بی کران در ظرف ناید». ناگزیر آن حقایق با استفاده از الفاظی متشابه (که بشر برای موضوعات مادی و فرایندهای فیزیکی به کار می‌برد) بیان شده‌اند مثل دیدن خدا، دست خدا و نور بودن خدا. که این‌ها را باید به محکمات قرآن ارجاع داد.. طرف عادت کرده است هرچیزی را که نمی‌فهمد، به چیز محدود و محسوسی که می فهمد تأویل می‌کند و اسمش را می‌گذارد تأویل باطنی! می گوید: زبان قرآن، زبان استعاره و خیال است!!

وقتی زبان‌شناسی خاصّ قرآن و کلام اهل‌بیت علیهم‌السلام که قرآن ناطق اند، هیچ نقشی در فهم ما از قرآن نداشته باشد، نتیجه اش می‌شود همین مهملات.

اولین قدم برای فهم حقایق قرآن، عبور از رسوبات عرفی و حجاب استعمال متعارف است، زیرا معانی شایع از پشت پردهی تعیّنات مادّه و با انس به خصوصیّات محسوس استعمال شده­اند. حکمت متعالیه می‌تواند ما را به فهم آن حقایق نزدیک کند و از حجاب حس و خیال عبور دهد. و اگر نه، با سیّال‌ترین خیالپردازی‌ها نه می‌توان قرآن را فهم کرد و نه آن را به ترجمه رساند. این چه حرفی است که حالا چون شاملو شعرهای لورکا را از بیژن الهی بهتر ترجمه کرده، بیاید قرآن را هم ترجمه کند! به علاوه اینکه می‌بینیم شاملو به سراغ تصحیح حافظ رفت و آن‌چنان بی‌مایه و بی‌حاصل بازگشت.

 

پ.ن

منظورم از زبان‌شناسی لزوما Linguistics نیست. (مدتی با دوستان درگیر سوء تفاهم‌های ناشی از اشتراک لفظ بوده‌ ایم. «زبان‌شناسی» همان اندازه معنا و مصداق می‌تواند داشته باشد که «فلسفه» دارد).

مراد من لزوما آواشناسی، واج‌شناسی، تحلیل گفتمان یا همه‌ی میراث دوسوسور نیست؛ لزوما فلسفه‌ی تحلیل زبانی و تحقیقات ویتگنشتاین تا هاسپرس نیست؛ لزوما صرف و نحو عربی یا فقه اللغه یا اصول نحو (الاقتراح سیوطی، لمع الادله ابن انباری و الخصائص ابن جنی) نیست، هرچند همه‌ی این تحقیقات می‌توانند در فهم قرآن نقشی داشته باشند. مثلا پیرامون استعاره از نظریه اعتباریات علامه طباطبایی تا استعاره‌ی مفهومیِ جرج لیکاف، همگی سودمند است اما آن چه مورد نظر من است، دانشی با رنگ و بوی «اصول فقه شیعه» است.

+ سخنان سعید حنایی کاشانی

۰۴ آذر ۹۳ ، ۰۴:۴۱ ۱ نظر

تأملات | 1 |

با دیدن این­گونه تصاویر نتیجه می­گیرند که خدایی وجود ندارد، اما غذای هزاران انسان را مقابل چهارپایان می­ریزند تا با گوشت آن­ها استیک درست کنند.

۱۹ آبان ۹۳ ، ۰۲:۴۰ ۱ نظر

تنها بنایی که اگر بلرزد، محکم تر می شود ... دل است.

حقیقت هایی هستند، که تلخ اند، حزن آورند، دل آدم با شنیدنشان هرّی می ریزد

ذکر برخی از مصیبت ها دل آدم را می لرزانند، اما

تنها بنایی که اگر بلرزد، محکم تر می شود ... دل است.

 

نسخه­ی طبیب دل شناس:

برای محکم شدن دل هایتان، روضه­ی اباعبدالله، هفته ای یکبار.. و اگر نتوانستید، دهه اول محرم ترک نشود +. به دل تان نگاه کنید و سعه ی روحی تان؛ اگر إقبال داشت، بیشتر بدهید و اگر إدبار داشت، تحمیلش نکنید.

 

پ.ن

روضه خوانی اگر همراه با ظرافت ها و لطافت هایش انجام بگیرد، از هنرمندانه ترین فُرم های روایی ماست. کمترین چیزی که از این روضه ها عاید انسان می شود، پالایش و افزایشی درونی است.. اگر مختصات و شاکله اش حفظ شود و اگر مداح در تصویرسازی و مطابقت الحان با معانی و به کارگیری واژه ها و فراز و فرودش اندازه نگه دارد و به قاعده از صحنه های تراژیک، خرج کند.

رعایت این بایدها و اگرها، ازدیاد عشق را نتیجه می دهد. خشکی روزمرّگی در روابط انسانی و اجتماعی را می شکند.. محبت پدر به فرزندش، حمیّت و غیرت، ایثار و صداقت، و بالاخره حبّ ولی خدا را در قلب مستمع زنده نگه می دارد. اینها نه در کتاب ها پیدا می شوند و نه عقل معاش به آن ها دسترسی دارد.. این دل، باید بلرزد تا محکم شود.

یک ایرانیِ شیعی متعمّق (که فرهنگ و روابط انسانی برایش مهم است)، رمان می خواند، فیلم می بیند، خلوت می کند، قدم می زند و مجلس روضه اش ترک نمی شود.

۰۹ آبان ۹۳ ، ۰۰:۳۸ ۲ نظر

اول- برای دختران قربانیِ حادثه متاسفم.. خیلی متاسفم. شاید به خاطر کشتارهایی که هر روز توی غزه و سوریه و عراق می بینیم قلب مون سخت و قسیّ شده، و الا اگه مسلمونی از اندوه بمیره، نباید ملامتش کرد.. چنان که علی علیه السلام همینو درباره دزدیدن وحشیانه­ی خلخال از پای زن یهودی گفت.

دوم- کسانی که بدون هیچ دلیل و اثباتی این اتفاقات رو انداختند گردن حزب اللهی و بسیجی و هر چی فحش بلد بودند ادا کردند.. به این کاری ندارم که حقیرند و درگیر عقده های درونی.. اما منتظر باشید، وقتی نیروی انتظامی مجرم ها رو گرفت و در صدد مجازات براومد، همینا کمپین حقوق بشر راه میندازن و عکس پروفایل عوض می کنن..

شاید به همین خاطر به این آدما می گن «عوضی»! چون نون رو به نرخ روز می خورن و موضعشون با امواج منافع و اغراض عوض می شه. یعنی حتی از خراشیده شدن صورت و له شدن روح یک دختر هم نون می خورن. عوضی ها به بهشت نمی روند..

گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند

وقتی غبارِ معرکه بنشست می‌رود

اینجا کسی برای خودش حکم می‌دهد

آن دیگری همیشه به پیوست می‌رود

بیراهه‌ها به مقصد ِ خود ساده می‌رسند

اما مسیرِ جاده به بن‌بست می‌رود

شعرِ افشین یداللهی

۲۹ مهر ۹۳ ، ۰۶:۳۳ ۱ نظر

ترکیه در سیاست خارجی اش گیج می زند. نه تکلیفش با ایران مشخص است، نه آمریکا و نه اسرائیل. احساس رهبری جهان اسلام او را واداشته تا علیه رهبران دیگر موضع بگیرد. اردوغان در یک سال گذشته از هر وسیله­ای برای ضربه زدن به سوریه استفاده کرده است. موضع ایران در قبال سوریه این نیست که اسد بماند یا برود، ایران می گوید چه اسد چه غیر اسد، این را مردم سوریه باید بگویند نه آمریکا و ترکیه و عربستان.

ترکیه امروز هم به جای مبارزه با داعش و کمک به کوبانی، مواضع PKK را برای چندمین بار بمباران کرد. این در حالی است که عبدالله اوجالان در آخرین پیامش از زندان، هشدار داده که اگر کوبانی سقوط کند، هرگونه آتش بس میان ترکیه و پ.ک.ک را لغو خواهد کرد. به علاوه این که پس از تلاش­های اردوغان برای متّحد شدن با آمریکا، «جو بایدن» معاون اوباما صریحا ترکیه و عربستان را به عنوان عناصر اصلی شکل گیری داعش معرفی کرده است. +

*

رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه بالاخره بعد از مدت ها نزاع پنهان، در سخنرانی خود در مراسم آغاز سال تحصیلی در دانشگاه مرمره بدون نام بردن از آیت الله خامنه ای نسبت به حمایت ایشان از نظام سوریه واکنش نشان داد. طعنه اردوغان به مواضع آیت الله خامنه ای ابتدا در الجزیره تُرک انعکاس پیدا کرد.

او گفته: [یک رهبر دینی در برابر سوال ما مبنی بر اینکه «در سوریه 250 هزار نفر کشته شده است، چرا در برابر آن نایستادید؟» می گوید تنها کسی که در برابر ظلم اسرائیلی ها ایستاده، بشار اسد است.. شما هنوز از او حمایت می کنید. هنوز برای اینها سلاح و پول ارسال می کنید. آیا چنین رهبری دینی ای ممکن است؟] (فیلم)

شب گذشته تظاهراتی در منطقه هالکالی استانبول در اعتراض به اظهارات اردوغان برگزار شد. در این تظاهرات جوان های ترک پرچم ترکیه، حزب الله و عکس آیت الله خامنه‌ای را حمل می‌کنند و از جمله شعارهایشان این است: «الله اکبر، خامنه ای رهبر»، «شیعه و سنی برادرند»، «خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست».. ویدئوی تظاهرات را در ادامه ببینید.

۲۶ مهر ۹۳ ، ۱۰:۳۹ ۱ نظر